گمانه هاي بي پشت
1- همچنان تب اوباما سراسر جهان را فرا گرفته است. هفته گذشته نيز جرايد داخلي و خارجي پرونده هاي قطور ظهور باراک اوباما بود و شايعات حضور هيلاري کلينتون در وزارت خارجه اش. اسب برنده يي که ماه ها پيش به وقت رقابت با هيلاري از آمادگي جامعه امريکا به ظهورش نوشتم. در روزگاري که ديگران بر ديگري شرط بستند. اما امروز که آن تحليل به واقعيت نشسته، بايد به مجال عملکردش منتظر شد. چرا که مي توان جامعه يي را به تحليل رفتاري به پيش بيني نشست اما قضاوت عملکرد فردي نيازمند مجالي دست کم دوساله است بر مسند، نه گمانه هايي مبتني بر شعارهاي انتخاباتي.
2- افشين قطبي رفت. مردي که زماني امپراتورش خواندند و ادب و احترام را به جامعه پرتنش و عصبي فوتبال ايران ارمغان آورد، پيش از آنکه در استاديوم با الفاظ و حرکات قبيحه متداوله بدرقه شود، خود رفت. دو هفته پيش از رازهاي موفقيت و سقوط که در زمانبندي ترک مسند نهفته است، نوشتم. قطبي بايد مي رفت. پيش از اين، شايد. حتي اگر تيم محبوب پايتخت پس از اين نتيجه هم نگيرد، اين رفتن به سود همه ماست. باور کنيد. اين هفته ديه گو مارادونا با سرمربيگري تيم ملي آرژانتين به دنياي فوتبال بازگشت. اين هفته برد، اما از حالا نوشتم که نگران ترک او و تغيير ذائقه هوادارانش باشيد.
3- از يکسان سازي و شبيه سازي متنفرم. مثل جهاني سازي مي ماند. طعم ندارد. رنگ و بو هيچ. مثل امريکايي بودن يا شدن. پيشنهادات بعضي مسوولان و مديران اين چند هفته آنقدر آخرالزماني است که اخبارش پيش از تحليل آزرده ات مي کند.
طرح متحدالشکل کردن لباس دانشجويان دانشگاه تهران، طرح نصب دوربين هاي کنترل کننده در معابر و خيابان ها، طرح...
هرچند اجراي اين طرح ها به دليل وجود عقلايي در مناصب بالاتر اجرايي و قضايي بعيد مي نمايد، اما طرح اين گمانه هاي مشعشع شايد تنها به سود کسان ديگر آب گل آلوده کردن و گسترش «حال بد» در جامعه باشد.
پيش از هر حرف يا عملي بيشتر فکر کنيم، لطفاً.
اعتماد، ۲ آذر ۸۷
