شايد وقتی ديگر
1- انتخاب وزراي کابينه دهم، بحث داغ هفته گذشته و اين هفته است و براي اهالي فرهنگ و هنر انتخاب وزير ارشاد البته خواندني تر.
اين شايد اولين باري باشد که مشارکت و اظهارنظرهاي هنرمندان کمترين بازتاب خبري را دارد و لابي ها و مذاکرات تنها بين طرفين دعوي قدرت بسنده مي شود. حالا حتي اينکه چه کسي بر معاونت سينمايي يا هنري گمارده مي شود، محل دعوي هيچ کس از اهالي هنر نيست.
هجمه شايعات وجود ليست ها و سياهه هاي خودي و غيرخودي مبتني بر آرا و تفکر هنرمندان چه نمايشي و جعلي باشد و چه موثر، آنقدر همه را مکدر مي کند تا بدانيم اين بازي ديگري است.
پيشنهادها و لابي هاي طرفين ذي نفع براي انجام مصاحبه، صدور بيانيه حمايت و جمع آوري امضا از جانب دو، سه کانديداي بالقوه بين اهالي موثر رد و بدل مي شود، اما آنجا که فارغ از نگاه تخصصي مبنا اکتساب کرسي وزارت باشد، چه ارشاد، چه علوم، چه کار، چه... همه را به نظاره نشستن واداشته است.
2- عملکرد سينمايي وزارت ارشاد دولت نهم با در دست داشتن بيشترين بودجه تمام اين ساليان، تنها در امر سالن سازي و بهينه ساختن فضاهاي نمايشي موفق بوده است. از آن همه اداره کل و بنياد و موسسه و انجمن هاي وابسته، بي شک موسسه سينماشهر به دليل ويژگي هاي خاص و فردي مدير لايقش، تنها جايي است که نمره قبولي مي گيرد. در چهار سال گذشته اعم بودجه سينما صرف ساخت چند پروژه فاخر (از آن واژه هاي سرهم بندي شده و مجهول تاريخ سينما که مختص مديران دولتي- فرهنگي ماست) که نتيجه و کاربردش در روند کلي توليد سينماي ايران بر همه کس پوشيده است، شده يا هزينه پرسنلي موسسات و بنيادها فربه و عريض و طويل ناکارآمد وابسته را پرداخته يا صرف چند جشنواره غيرموثر و فيلم هاي سفارشي مطلوب چند سياستگذار منصوب شده است.
عمده وقت و انرژي و هزينه براي حفظ و نگهداري وضع موجود گشت و رودربايستي مديران با ما و خودشان و مافوق شان. آنها دقيقاً مي خواستند وسط وسط وسط بايستند با صرف کمترين هزينه ممکن از خود، کسي يا جايي. امروز حاصل و کارنامه اين مديريت انفعالي است که با توهم اعتدال سياستگذارانش، متعجب انتقادات دوسويه شده است.
تفکر زيربنايي در جهت نظام مند ساختن توليد، حرکت بر مسير برنامه مدون استراتژيک در امر توليد، توزيع و نمايش، حمايت از ايجاد امکانات رفاهي و صنفي چون کمک به تشکيل صندوق بيکاري يا بازنشستگي، ايجاد شوراهاي مشورتي براي برون رفت از مسائل و معضلات خارجي و داخلي در عرصه هنر، هدفمند کردن يارانه هاي دولتي در جهت واگذاري تجهيزات و ورود مواد خام از بخش دولتي به خصوصي مطابق اصل 44، قانونمند کردن مميزي و حتي صداقت در برخورد با هنرمندان از موارد مغفولي است که شايد وقتي ديگر بدان پرداخته شود.
3- کاش وزير جديد فرهنگ و ارشاد اسلامي برنامه مدون و مصوب مقامات مافوق خود را در سرآغاز تکيه بر اريکه صدارتش چاپ کند تا اهل هنر نيز بتوانند مسير راه را دنبال کنند و چهار سال ديگر همين موقع بدانيم قرار بوده چه بشود، و بعدتر چه شده است. اين روزها پيش از آنکه براي اهالي هنر مهم باشد چه کسي بر مسند مي نشيند، منتظرند نظاره گر حرکت توپ باشند نه پاي بازيکن.
اعتماد، ۲۴ مرداد ۸۸
