بازی ادامه دارد
1- بالاخره علي دايي هم رفت و خيال همه راحت شد. دلم مي خواهد بنويسم بزرگ ترين دشمن دايي خودش بود. اما هنوز فاصله تا وقوع رويداد آنقدر نزديک است که به تحليل نمي رسد.
2- «وقتي همه خوابيم» بي شک بدترين فيلم کارنامه سينمايي بهرام بيضايي است. به عنوان يک دوستدار نمايشنامه ها و پژوهش هايش و تمامي تصاويري که با مهرداد فخيمي ساخت، اين حق را براي خود قائلم که بگويم اين را دوست ندارم. هنوز اين يکي برايمان محفوظ مانده است.
3- نقد يک اثر يا يک بازي را هيچ گاه دوست نداشته ام. آنچه به نگاشتنم وامي دارد، تحليل جامعه شناسانه يک جريان يا يک پديده است. رفتارشناسي جامعه متناقض مان. اکنون دايره وسيع سرگرمي و بازيگران و هدايت کنندگان دنياي سرگرمي آنقدر گسترده شده که تا خصوصي ترين عرصه هاي جاريمان نفوذ پيدا کرده و بازي از حاشيه به متن زندگي آمده است. به بينندگان بازي هاي المپيک نگاه کنيد. به مراسم اسکار و کن و... به استقبال از مسابقات ورزشي، فوتبال، فيلم هاي سينمايي، کنسرت هاي موسيقي، بازي هاي رايانه يي، کازينوهاي کشورهاي غربي و اين همه کانال هاي تلويزيوني ماهواره يي و کابلي در سراسر جهان. حالا بازي آنقدر جدي شده که بار مسووليتش عرصه را بر بازيگران آن تنگ مي کند. و در اين رقابت هجوم داده ها، بازي جدي تر هم مي شود. پس هر که را تاب نقد و رقابت ندارد، پهلوان اين گوي و ميدان نيست.
4- اما ما که با گوشه يي و تصنيفي و تک مجلد و منظومه يي آنچنان فردي را به جايگاه رفيع اوستادي اعصار و قرون مي رسانيم، خوش استقبال و بدبدرقه ايم. با کوچکترين، سرديمان مي کند و با کمترين، گرمي. و اين محدود به فرهنگ و هنر و ورزش و سرگرمي مان هم نيست. در تاريخ و سياست هم چنين بوده ايم. روزي يا مرگ يا مصدق گفتيم و چند روزي بعدتر با تحريک اجنبي هم صداي اوباش مزدور خياباني، کودتا سرنوشتي ديگر را برايمان رقم زده است. در عرصه ورزش و هنر که بيشترين بازخورد سليقه عمومي را داراست، با چند برد و گل و يک کتاب و فيلم خوب، القاب سلطان و امپراتور و استاد اول و آخر گرفته ايم و با کوچکترين خلاف سليقه مان، از عزيز عزت بر حضيض ذلت فروفتاده ايم و فحش و ناسزا تا به اجداد و اعقابمان حواله خواهد شد، گاه نه آن بر مسند و سر سفره نشستن ها محلي از اعراب دارد چون ماحصل موقعيتي موقتي و قابل تحليل در برهه زماني است و نه اين لغزش و هتک حرمت ها. ملت افراط و تفريطيم ديگر. هيچ گاه براي معدل گرفتن و امتياز دادن، مجموعه عملکردمان در بعد زمان را محاسبه نمي کنيم. با تک صدا و ستاره يي اسطوره زميني مي سازيم و خيلي زود به تخريب و به زير کشيدنش مي نشينيم. اول تکليف سليقه ام را با مسائل روز نوشتم اما به اين بهانه خواستم بگويم که معتدل و منصف باشيم. اگر در صلاحيت نمره دادن باشيم کسي با يک غلط صفر نمي شود. حداکثر 19. همين.
5- «اخراجي ها» خوب مي فروشد. استقبال در سانس هاي فوق العاده تا 5 بامداد ادامه دارد. در شهرستاني به دليل کمبود صندلي، سالن سينما از رستوران مجاور صندلي اجاره کرده است. مسعود ده نمکي يک پديده است. چه وقتي در مطبوعات بود و چه حالا که در سينماست. شايد سياستمداران نيز دوست داشته باشند تشويقش کنند تا در همين عرصه بماند، چون اگر هوس سياست به سرش بزند شايد جاي ديگراني را تنگ کند. اين اقبال عمومي را که بعضي دوست دارند بيشتر به عوامل فرامتني نسبت دهند، از بعد جامعه شناسي و مخاطب شناسي بسيار قابل بررسي است. جا دارد اين بار کارشناسان و منتقداني که عامل اين فروش را حواشي مي دانند، از حاشيه خارج شوند و متن را تحليل کنند. هرکجاي جهان اين استقبال مي تواند قابل تحليل مردم شناسانه قرار بگيرد.
اعتماد، ۲۲ فروردین ۸۸
