از اينجا تا پتل پورط
1- همچنان مشکل اصلي اين شهر، ترافيک است. البته فکر کنم همه مان در يک اقدام هماهنگ و نانوشته تصميم گرفته ايم راجع به معضلات فرهنگي شخصي و گروهي مان حرفي نزنيم. صف هاي طويل بنزين هم به تازگي به ناوگان مشکلات شهري پايتخت اضافه شده است. گروهي سهميه بندي بنزين و گروهي نرخ آزاد جديد را بهانه اين صفوف به هم پيوسته مي دانند، اما ثابت شده جواب هميشه راحت تر از اين حرف هاست. مقدار توليدات و واردات خودرو، ساليانه رو به افزايش است و اين هيچ تناسبي با تعداد جايگاه هاي سوخت گيري بنزين ندارد. در مورد جايگاه هاي گاز صحبت نمي کنم. عدد متمايل به صفر، هميشه قابل چشم پوشي است.
2- انتخابات دور دوم مجلس شوراي اسلامي در تهران و چند شهر ديگر برگزار شد. نتايج هماني بود که پيش بيني مي شد. ما در اغلب موارد، ملت غيرقابل پيش بيني و شگفتي سازي هستيم، اما بعد از هر شگفتي همه چيزمان بيش از حد شفاف مي شود. انتخابات بعد از خرداد 76 و تير 84 را به ياد بياوريد. سياست در ايران آنقدر پيچيده است که ديگر کودکان مان نيز دستمان را مي خوانند.خبرهاي خوب اينکه بهرام بيضايي و اصغر فرهادي فيلم هاي جديد خود را کليد زدند. دو کارگردان از دو نسل متفاوت که انتظار از هر دويشان بالا است. کاري از دستمان برنمي آيد. براي هر دويشان دعا مي کنيم.بعد از همايون ارشادي و گلشيفته فراهاني به تازگي فرهاد توحيدي نيز به جمع لژيونرهاي سينماي ايران اضافه شده است. فيلمنامه نويس حرفه يي و خوش قريحه ايران براي فيلمي با تهيه کننده و عوامل اروپايي مي نويسد. اين اتفاق خجسته يي ا ست که جز فوتبال بازي کردن براي تفکر و استعدادهاي هنري مان نيز دعوت به کار شويم. اعلام شده است امسال به دليل خشکسالي، برنج کاران برنج نکارند، در اين صورت محتمل است جز معضل تشنگي، امسال با مشکل گرسنگي نيز مواجه شويم. آماده باشيد.اما اين هفته راجع به هيچ کدام از اينها نمي خواهم بنويسم.
3- نمايشگاه کتاب تهران اين هفته آغاز به کار کرد. براي کشوري که سرانه خواندن در آن عدد متمايل به چشم پوشي است، توجه هرچند چندروزه بدان غنيمتي محسوب مي شود. يادم مي آيد چند سال پيش که براي اولين بار وارد روسيه شدم، اولين چيزي که بسيار توجهم را به خود جلب کرد، فرهنگ غني کتابخواني روس ها بود. دختران جوان متصدي نور سيرک بزرگ مسکو، در تاريکي کامل چادر نمايش، از کورسوي بازتاب پشت نورهاي (Folow spot) استفاده مي کردند و در فرصت کوتاه تلف شده کاري شان، کتاب مي خواندند. هر چهار نفر در هر چهار گوشه. کشوري که در کافه ها و رستوران ها و تاکسي و مترو حتي کتاب وجود دارد. در سن پترزبورگ که بي شک يکي از مهم ترين مراکز فرهنگي جهان است، پوشکين نه در قالب نويسنده کتابي خاک خورده بلکه روح آثارش در کوچه پس کوچه هاي شهر جاري است.مردم با وضعيت مالي نه چندان مناسب در شلوغ ترين روزهاي کاري شان به اپرا و باله و تئاتر مي روند (جمعيت فقير هند و رونق بي بديل سينما را در آن کشور به ياد بياوريد). وقتي در روسيه جلوي بزرگ ترين کتابخانه جهان زير مجسمه عظيم داستايوفسکي ايستادم، شايد اولين بار بود که فهميدم چرا داستايوفسکي اينقدر بزرگ است، اگر اقتصاد جسم يک جامعه است، فرهنگ روح آن محسوب مي شود. بدون آن يک جامعه مي تواند خسته، بي روح، خشن و کلافه باشد. اينکه چرا فرهنگ غني ايراني، امروز اقبال چنداني نزد نسل جوان مان ندارد، سوالي است که همه ما بايد به آن پاسخ بگوييم.بياييد يک راه نرفته را امتحان کنيم؛ روزي ده دقيقه کتاب بخوانيم. شايد مشکل ترافيک شهري مان نيز حل شود. من خوشبينم.
اعتماد - 14 اردیبهشت 87
