روزهاي سياست، روزهاي خاکستري


1- روزهاي برداشت هاي همه چيز صرفاً سياست زده را دوست ندارم. روزهاي دخالت ها و طعنه هاي بدون مرز هنر و سياست را. و چه بد روزگاراني است.

از هر طرف مي کشند و آنگاه که مصرفت به پايان رسيد، رها مي شوي. آن هم در تاريخ مقدر اين سرزمين که شاعر جور نبود فيلسوف را مي کشد و نويسنده، سياستمدار و حزبي را و سياس ورزشکار مي شود و ورزشکار شهرسازي مي کند و... حالا از سينما نيز توقع ديگر کارکردي است. صفحات روزنامه ها را تورق مي کنم، هفته گذشته و پسين هفته را. رئيس جمهور و ديدار ديرهنگامش با کارگردانان مدعو. آنها که رفتند و آناني که نه. رئيس جمهور پيشين و نامزد احتمالي رقيب، عده يي ديگر را به زادگاهش برده براي استقبال از سياستمداراني به سر آمده. مشاور رئيس جمهور فعلي، سينماگري را به ضبط سفرهاي استاني دولت مي خواند و دوستي براي نقد و بررسي فيلم در حال نمايشش دعوت مي کند و تعجب بودن نامت در جريده کنار سياسيون و حزبي ها سبب عدم حضورت مي شود. و شگفت زدگي مضاعف آن هم کنار برندگان نوبل... و لابد چه سعادتي،

خارج از تلقي هاي شخصي و اظهارنظرها که به ديدگاه ها و تصميمات فردي باز مي گردد، صنوف مستقل و خانه سينما نيازمند دقت مضاعف و عدم ورود به حواشي اند، مطلقاً.

اين روزهاي گم و غبارآلود و ماه هاي مانده به انتخابات هر که کاري را که درست بلد است انجام دهد بهتر است، شايد.

2- اتحاديه تهيه کنندگان و توزيع فيلم ايران حالا به پنج صنف خرده و شکننده مبدل شده است. عنقريب مي رود تا هر تجمع بالاي 9 نفر مبدل به صنف و دسته يي شوند که فارغ از مرامنامه و خاستگاه خاصي جهت انشعاب که همگي مرام و منفعت مشترکي را دنبال مي کنند گيرم با تفاوت ادبيات انشا و لحن سخن و تکرار مکرر تعويض واژه ها اما يک هدف را سير مي کنند و همه اش را مي خواهند. و اين بازي ژنرال هايي است که درجه هايشان گرفته شده و حالا از بدنه و با فشار از پايين در پي کسب مدارج گذشته اند. شواليه هاي دوره سرآمده يي که با آسياب هاي بادي مي جنگند و بر سر اين راه گاه جان خواهند گذاشت. گر نه اين صنف و صنوف و انشعاب و سرکردگي ها نه بار اقتصادي دندان گيري دارد و نه قدرت به غايت چشم گيري. تنها هويت بخش و احياگر عناوين از دست رفته است و شبيه سازي ناخواسته احزاب ناپايدار سياسي معاصر تحت تاثير سياست زدگي جاري در هواي اين روزگاران. و دود اين افتراق ها به چشم بدنه اعضا مي رود. فقط.

3- نمايشگاه عکس «پرتره پراگ» مجيد برزگر يار اين سال ها درخانه هنرمندان برقرار است. عکس هاي مجيد و ديد دوست داشتني اش به پيرامون را هميشه دوست دارم. تماشايش خالي از لطف نيست.

از ديروز جمعه هاي هر هفته شنواي برنامه زنده راديويي ام بوده ايد که شايد تا سالي هم ادامه يابد. «نقش اول» انتخاب ستاره فرهنگ و هنر هفته است که توسط من صورت مي گيرد و با او و ديگران علتش را به بررسي مي نشينيم. نيوشاي هفتگي راديو سراسري ايران باشيد؛ جمعه ها بين ساعت 6 تا 8 شامگاه.

اعتماد، ۱۱ آبان ۸۷