تمام نوشته‌ها

وقتی حواشی متن می‌شوند
ميعاد با ابراهيم
طاقت بیار رفیق
يک بستر و دو رويا
۱۲+۱
چرا اميرالمومنين ماند
سایه ماه
باغ وحش شیشه‌ای
بی جایزه هم می‌شود
شايد وقتی ديگر
مرداد ۱۳۸۸
پايانِ داد
اندر احوالات عود و تنبک
دهه شصت، دهه شصتی‌ها
هر نفر، یک قدم
لمپن‌ها؛ ابزار موفقيت يا ابراز قدرت
بادها خبر از تغيير فصل می‌دهند
بار ديگر مردی که دوست می‌داشتيم
قانون بی‌قاف
بازی ادامه دارد
آکادمی اسکار روی فرش ایرونی
ايمان بياوريم به آغاز فصل نو
با همين موجودي هم مي توان بهتر بود
اينجا تهران است، بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر
خداحافظی
به همين سادگی
روايت اول شخص را نمي خواهند
گمانه هاي بي پشت
خود مرده است يا ما کشته ايم؟
به حساب خود برسيد، پيش از آنکه به حساب تان برسند
روزهاي سياست، روزهاي خاکستري
هميشه زود دير مي شود
شرق؛ دور و نزديک
جامعه سالم و دشمنانش
يه شب مهتاب
قبيله يعني يک نفر
هوای سينما ابری است
سوء تفاهم يا استراتژي
چشم ما بود
يک نکته مشروطه
پيش از آنکه شيفت تان عوض شود
محرمانه لس آنجلس
ستاره نه، ماه بود
عادت نمي کنيم
نقد و وفاق
ميل مبهم هوس
راه حل جديد براي صورت مساله قديمي
مشق دموکراسي
دره من چه سبز بود
نواختن شيپور از سر گشاد
محبوبيت غيرپوپوليستي
غريو را تصوير کن
از اينجا تا پتل پورط
دوباره بزن سنتوری
جامعه مدني، روشنفکران، لمپنيسم و قهرمانانش
گاوخوني
یک عاشقانه آرام
آوارگی و کوه و بیایانم آرزوست
جشن تولد براي يک بيمار محتضر
جایی که زمان می گذرد
مانده ام تا روایت کنم
آقا اجازه هست بگیم؟
ما به چی اعتراض داریم؟
مولفان جهان متحد شده اند
روی یک صندلی لهستانی
سی صد گل سرخ و یک گل نصرانی...!
دنیا را عوض خواهیم کرد!
ما می‌مانيم
حال همه ما خوب است!
گودالی به نام آزادی
به‌مناسبت سالگرد انتشار فيلم‌نگار و همشهری
درباره‌ی چه کسی امير را کشت؟
درباره‌ی روی جاده‌ی نمناک
فيلم‌نامه‌ها
بهترین داستان دنیا
قماری دیگر
جاده