مهدی کرمپور سينما را با ساخت فيلمهای کوتاه داستانی و مستند آغاز کرد و در طی اين سالها، علاوه بر ساخت آثار مختلف و متعدد مستند و تبليغاتی و بيش از 12 فيلم کوتاه داستانی (ويديويی، 16 مم و 35 مم)، دو فيلم بلند نيز ساخته است؛ «جايی ديگر» و «چه کسی امير را کشت؟». او در کنار فيلمسازی با مطبوعات نيز همکاری کرده است و میتوان نوشتهها و مقالات مختلفی را در ميان آثارش ديد. علاوه بر اين کرمپور به تدريس سينما هم پرداخته و در جشنوارههای مختلف وظيفهی انتخاب و داوری آثار شرکتکننده را برعهده داشت. او در کنار عضويت در آکادمی سينمای ايران، عضو شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران و عضو هيات موسس انجمن فيلم کوتاه ايران نيز هست...
[متن کامل]

جايی ديگر
چه کسی امير را کشت؟
سیم آخر

اخراجی
روز هفتم

عروسک کوکی
پرواز را به خاطر بسپار
فال قهوه
ديوار
از رنجی که میبريم
بودن يا نبودن
دعوت
زنان صبرا، مردان شتيلا
دختر دايی گم شده (دستيار کارگردان)
زندگی بر فراز دنيا
روی جادهی نمناک
برای فيلم کوتاه ايران

M.I.S. شهری که بود
French Vision
MATRYOSHKA Inside Out
تيزرهای گردشگری
بزرگداشتها و کليپها

در انتظار گودو
مرگ دانتون
جاهایی در زندگی بایست و برگرد و به عقب نگاه کنگفتگو با ماهنامهی صنعت سینما دربارهی «چه کسی امیر را کشت؟»
همه متهميمگفتوگو با روزنامهی ایران دربارهی «چه کسی امیر را کشت؟»
در جستجوی آرمانشهرگفتگو با روزنامه بانیفیلم دربارهی «جایی دیگر»
از پس حجاب شرقیگفت و گو با مجلهی «صنعت سينما» دربارهی تيزرهای گردشگری
کرمپور رئیس شورای صنفی نمایش شد
مهدی کرمپور در جلسه امروز انتخابات اعضای شورای صنفی نمایش به عنوان رئیس و سخنگوی این شورا انتخاب شد. کرمپور در این باره به خبرنگار مهر گفت: جلسه انتخابات اعضای شورای صنفی نمایش امروز برگزار شد و من به عنوان رئیس و سخنگوی این شورا و غلامرضا فرجی به عنوان [...ادامه]
جزئيات آئيننامه اكران فيلمهاي ايراني در سال ۸۸
عضویت در کمیتهی تدوین آییننامهی اکران سال ۸۸
«سيم آخر» به پايان رسید
کرمپور بهعنوان رییس شورای صنفی نمایش انتخاب شد
قماری دیگر
بهترین داستان دنیا
جاده

عناوين

دهه شصت، دهه شصتیها
1- دهه شصت، دهه عجيبي در تاريخ معاصر ايران است. دهه آغازين استقرار حکومت انقلابي، دهه جنگ، دهه آرمان خواهان، دهه فشارهاي از هر سوي، دهه تحريم، دهه تفسيرهاي شخصي از هر چيز، دهه يک شبکه و نيم کانال تلويزيوني و دو روزنامه عصر و سياه و سفيد، دهه سوت [...ادامه]
هر نفر، یک قدم
لمپنها؛ ابزار موفقيت يا ابراز قدرت
بادها خبر از تغيير فصل میدهند
بار ديگر مردی که دوست میداشتيم
قانون بیقاف
بازی ادامه دارد
آکادمی اسکار روی فرش ایرونی
ايمان بياوريم به آغاز فصل نو
با همين موجودي هم مي توان بهتر بود
اينجا تهران است، بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر
خداحافظی
به همين سادگی
روايت اول شخص را نمي خواهند
گمانه هاي بي پشت
خود مرده است يا ما کشته ايم؟
به حساب خود برسيد، پيش از آنکه به حساب تان برسند
روزهاي سياست، روزهاي خاکستري
هميشه زود دير مي شود
شرق؛ دور و نزديک
جامعه سالم و دشمنانش
يه شب مهتاب
قبيله يعني يک نفر
هوای سينما ابری است
سوء تفاهم يا استراتژي
چشم ما بود
يک نکته مشروطه
پيش از آنکه شيفت تان عوض شود
محرمانه لس آنجلس
ستاره نه، ماه بود
عادت نمي کنيم
نقد و وفاق





